پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶
  • #
  • #
بدون دیدگاه | کد خبر: 160485 |
۱۱ / ۰۳ / ۱۳۹۶ | |

داستان کامل سریال شهرزاد ۲

داستان کامل سریال شهرزاد ۲ سریال شهرزاد ۲ نیز به مرحله عرضه رسید که مخاطبین منتظر میباشند تا ادامهداستان شهرزاد ۱ راکه بسیار پیروز بود دنبال نمایند.سری اول آلبوم تلویزیونی شهرزاد کهدقت همۀ مخاطبینش را جلب کرد در ایران و خارج از این طرفدارانی پیدا کرده هست به علت پر مخاطب بودن این سریال کارگردان […]

مجله اینترنتی ایران استایل

داستان کامل سریال شهرزاد ۲

سریال شهرزاد ۲ نیز به مرحله عرضه رسید که مخاطبین منتظر میباشند تا ادامهداستان شهرزاد ۱ راکه بسیار پیروز بود دنبال نمایند.سری اول آلبوم تلویزیونی شهرزاد کهدقت همۀ مخاطبینش را جلب کرد در ایران و خارج از این طرفدارانی پیدا کرده هست به علت پر مخاطب بودن این سریال کارگردان این سریال خوشگل تصمیم گرفته هست

 

سری دوم این سریال را بازیگران مشهور و مشهور آغاز نماید ماجرای کاراکترهای اصلی به کجا میکشد و شخصیت هاي اخیر چه نقشی در ماجراهای این فصل دارند؟

حدود ۴۴ روز دیگر نخستین قسمت فصل دوم شهرزاد به بازار می‌آید و دوباره ماجراهای فرهاد، قباد و شهرزاد، نقل محافل مردم میشود. از این دوشنبه تا دوشنبه بعدی حرف ازاین هست که فرهاد چکار میکند و ماجرای قباد چه می‌شود و … در این بین کلی شایعه هم از سرگذشت آدم هاي قصه بیرون می‌آید تا تنور سریال داغ تر بماند اما آیا فصل دو می‌تواند به اندازه فصل اول نفسگیر باشد.

 

اصلا ماجرای فصل دو روی چه قصه اي سوار هست. حالا که شهرزاد و فرهاد به هم رسیده اند و بزرگ آقا هم مرده، ماجرا از این به بعد کجا می‌رود؟ تکلیف دم و دستگاه بزرگ آقا دیوان سالار چه میشود و قباد که حالا به همه ي چیز رسیده و قدرتی پیدا کرده، چه بلایی سر فرهاد و شهرزاد می آورد؟ آیا ضریب قدرتش به اندازه اي هست که شهرزاد را در تنگنا قرار دهد و مجبورش کند فرهاد را ول کند و بیاید با او و کبیر زندگی کند.

 

این‌ها همه ي سوالاتی هست که حتما در ذهن تک تک مخاطبان پیگیر سریال هست و لحظه شماری میکنند تا فصل دو شروع شود تا به جواب انها برسند. گرچه ما جواب بعضیاز سوال ها را داریم.

 

وقتی فصل اول گل کرد و شهرزاد سر زبان ها افتاد، سرنوشت کاراکترها برای مردم مهم شد. شایعه ها درمورد سرنوشت آدم هاي اصلی قصه چندان شد و دهان به دهان گشت و بعضی رسانه ها هم شروع کردند به نشر این شایعه ها که گرچه تا حد زیادی هم درست بود. یکی از این شایعه ها درمورد مرگ بزرگ آقا بود که بعدها معلوم شد درست بوده و دیگری درمورد عقبه شخصیت قباد شایعه شده بود پسر حشمت هست که گرچه این هم با اغماض درست در آمد.

 

ابوالفضل پورعرب که بازیگر نقش حشمت بود، از یک جایی با فتحی به مشکل خورد و او هم مجبور به حذف کاراکترش شد و نصرت با بازی پرویز فلاحی پور جایگزین او شد. در انتهای فصل اول هم معلوم شد که قباد پسر نصرت هست؛ یعنی اگر کاراکتر حشمت حذف نمی شد، قرار بر همین بود که در آخر مشخص شود که قباد پسر کارگزار و دست راست بزرگ آقاست که با دقت به اتفاقاتی که افتاد، حشمت جایش را به نصرت داد و بقیه ماجرا.

 

همه ي این‌ها را گفتیم که به این جا برسیم که فتحی بعد از لو رفتن این ماجراهای کلیدی فصل اول خیلی محتاط شد و از همان ابتدای ساخت، همه ي چیز را خیلی سفت و سخت گرفت تا فصل دوم از گزند این آسیب در امان بماند. به دلیل همین هم در قرارداد همۀ عوامل سریال بند سفت و سختی گنجانده شد که حق ندارند

 

هیچ حرفی درمورد سریال بزنند، ضمن اینکه در گروه هم فقط بازیگران نقش هاي اصلی در جریان کلیت داستان و کاراکترهای شان میباشند و سر صحنه هم همۀ چیز تا حد زیادی سکرت هست اما ما اطلاعات مختصری به دست آورده ایم.

 

راز مگو فاش میشود

آخرین قسمت که خاطرتان هست، نصرت، تیر خلاص را به بزرگ آقا می‌زند و ماجرای خودش و قباد را می‌گوید، اینکه قباد پسرش هست و … همه ي این ها را اکرم مستخدمه شیرین که پشت در فال گوش ایستاده، میشنود و همین کار دست قباد و نصرت می‌دهد. انها فکر میکنند از این جا به بعد همه ي کاره دم و دستگاه بزرگ آقا میباشند

 

و هر طور که بخواهند اسب شان را می تازانند اما اکرم تبدیل به سنگ بزرگی سر راه شان می‌شود. او برای اینکه راز مخفی قباد و نصرت را برملا نکند، شروع به باجگیری از انها میکند.

 

مسافری از کرمان

باز هم جهت یادآوری، بزرگ آقا یک خواهری در کرمان داشت که شیرین را زمانی که قباد با شهرزاد ازدواج کرد، آنجا فرستاد تا از ماجرا دور باشد؛ خواهری که هیچ وقت در فصل اول وی را ندیدیم اما با دقت به اطلاعاتی که داده می شد، معلوم بود که بزرگ آقا با همه ي دبدبه و کبکبه اش روی او خیلی حساب می‌کند

 

و حتی یک جورهایی از این خواهر غایب، حرف شنوی دارد. از کدهایی که داده می شد، معلوم بود که عمه بلقیس، زن باصلابتی هست که بزرگ آقا این قدر قبولش دارد و حالا و در فصل دوم از این عمه خانم رونمایی میشود، عمه اي که اتفاقا اکرم را هم مفید می شناسد، چون شیرین با اکرم به کرمان سفر کرد و سه ماه پیش او ماند.

 

تاثیر آقای جادوگر

یک یادآوری دیگر، قطعا یادتان هست که اکرم در فصل اول شیرین را چیزخور کرده بود و به دلیل داروهایی که میخورد، توهم می زد؛ یعنی بستر برای اینکه شیرین وضعیت و احوال روحی نامناسبی داشته باشد، مهیا بود. در فصل دوم و بعد از مرگ بزرگ آقا کلا قاتی میکند و یک جورهایی مجنون و دیوانه میشود

 

و همین شرایط را برای به قدرت رسیدن کامل قباد مهیا می‌کند. در واقع قباد از فرصت پیش آمده سود برده و اداره امور را در دست میگیرد و شروع می‌کند به یکه تازی.

 

سقوط و ادامه داستان

چند وقت پیش، نخستین کلیپ فصل دوم شهرزاد با نام «فندک تب دار» منتشر شد. در نماهایی که برای این کلیپ بهره گیری شده بود، دیدید که قباد با شهرزاد دیالوگی دارد با این مضمون که فرهاد را ول کند و برگردد. او همین جا تاکید می‌کند که همین حالا همه ي چیز از قدرت و ثروت بزرگ آقا را در اختیار دارد و می‌تواند زندگی بی دردسری داشته باشد.

 

او حتی وعده میدهد با دقت به اینکه دیگر از بزرگ آقا خبری نیست، می‌تواند شیرین را هم بپیچاند. قباد در حالی این وعده ها را به شهرزاد میدهد و خودش را همۀ کاره دم و دستگاه دیوانسالار می پندارد که عمه بلقیس در کرمان از یکه تازی او باخبر شده. برای همین شال و کلاه میکند و بار و بندیل را می بندد و روانه شهر تهران میشود تا قباد را سر جایش بنشاند.

 

شهرزاد

غم و غصه ناتمام

شهرزاد نقطه مقابل دیوان سالارهاست؛ همانی که قرار بود دم و دستگاه دیوان سالار را به هم بریزد. شاید انتظارتان این هست که وضعیت شهرزاد مفید شود و غم و غصه این دختر با مرگ بزرگ آقا به اتمام برسد اما این اتفاق رخ نمی‌دهد چون یک دیوان سالار دیگر در قصه داریم. موضوع خوشی هاي یک قسمت و دو قسمت نیست

 

که شهرزاد در همین فصل قبل هم چند قسمتی با نامزدش خوش بود و بعد سعی کردهمسر خوبی برای قباد باشد اما به هر دلیلی از هیچ کدام شان خیر ندید.پس اگر شهرزادعشق نافرجام با نامزدش را تجربه کرده و بی وفایی و بدعهدی از شوهرش دیده، در فصل دوم با همسر سابق مستبدش مواجه میشود که میخواهد

 

وی را با زور به زندگی برگرداند. یعنی اینجای قصه که خیلی برای شهرزاد خواستنی نیست اما او که از همسرش جدا شده و بیوه هست،از سمت نامزدش هم ظاهرا خیری نمی‌بیند. فرهاد دیگر آن فرهاد عاشق پیشه و شاعر نیست. فرهاد یاغی که دست به تفنگ میبرد حتما آن مردی نیست که شهرزاد بخواهد

 

به زندگی راهش دهد. یک قدم عقب بگذارید و دوباره قصه را نگاه کنید؛ شهرزاد در قسمت اول با تمام مثبت اندیشی اش از همه ي بدی دید. حالا در فصل دوم هم به شکل دیگری قرار هست همین قدر آزار ببیند.

 

قباد

از عرش تا فرش

فصل دوم که شروع بشود زمان اسب تازاندن هاي قباد هست. پسری که همۀ کاره دم و دستگاه بزرگ آقا شده و همه ي چیز را به دست آورده. او میتواند شیرین را کنار بزند و با زور، دوباره شهرزاد را هم به دست بیاورد.

 

فصل دوم لابد با همان عکس آخر فصل اول شروع می‌شود که قباد در حال سیگار کشیدن بود و از موضع قدرت حرف می زد. اینکه یکه تازی هاي قباد تا کجای قصه ادامه پیدا می‌کند و کارهایش را تا کدام قسمت پیش می‌برد، مشخص نیست. گرچه هنوز هم مشخص نیست که فصل دوم را دقیقا از کجا آغاز می‌کنند اما احتمالا در ابتدا با یک قباد قدرتمند میراث دار بزرگ آقا مواجه هستید و در ادامه شرایط خیلی هم به نفع قباد نخواهد بود.

 

اینکه او مدت ها زیر یوق شیرین و بزرگ آقا بود و گرچه این بار هم نمیتواند خیلی خوش باشد از قسمت هاي تراژیک در مورد قباد هست. رعیت زاده اي که انگار جهان هیچ جور با او نمی سازد. حدس و گمان هایي که در مورد قباد وجود دارد این هست که شرایط قصه سبب میشود که با وجود دیکتاتوری هایش از یک جایی به بعد مخاطبان سریال با او همذات پنداری ویژه اي می‌کنند.

 

فرهاد

علیه مرغ آمین

شما با یک فرهاد دیگر مواجه هستید؛ فرهاد دست به اسلحه، طغیانگر و حتی … با فرهادی که شاید به اندازه قبل شاعر و عاشق نباشد و عصیان کند. یک عصیانگر که دیگر مظلومیت هاي قبل را ندارد. در فصل اول فرهاد شاید مهمترین نقش مرد در داستان عشقی سریال بود اما رفتارهایی داشت که کاراکترش را بعنوان یک مرد ایرانی

 

آن سال ها باورناپذیر می‌کرد: پسری که عاشق و شاعر هست اما همزمان مبارزه می‌کند، زندانی می‌شود و عشق اش را می دزدند اما سکوت میکند و خلاصه همه ي وقت سعی میکند تابلوی کاملی از اخلاق باشد، همۀ محسنات را داشته باشد و دست آخر حقش را هم بخورند.

 

این انتقاد از کاراکتر فرهاد را مصطفی زمانی در گفتگوی سال قبل همشهری جوان این طور پاسخ داد: «من هم نظرم این بود که فرهاد نباید این قدر کاراکتر سفیدی داشته باشد و باید خاکستری باشد.»مصطفی زمانی که گرچه آن روزها بخش هایي از فیلمنامه فصل دوم را خوانده بود از حضور یک فرهاد اخیر خبر می داد: «فرهادی که شما در فصل دوم می‌بینید

 

یک چیز متفاوت با فصل اول هست. او کلا شخصیتش متحول میشود و یک جورهایی دست به طغیان میزند و یک چیز دیگری می‌شود، منیعنی میزان تغییر و تحول شخصیتی او آن قدر چندان هست که حتی مخاطب یک جاهایی از او می ترسد.»

 

نخستین تیزری راکه از فصل دوم شهرزاد منتشر شد، یکبار دانلود کنید و مشاهده نمایید، فرهاد در پلان هایي که از او می‌بینیم کاملا منطبق با تعریفی هست که زمانی از او داده، اسلحه میکشد، گردنبند مرغ آمین را پاره میکند و …

 

بلقیس

دیوان سالار مستبد

ببخشید که این را میگوییم اما همه ي آنهایی که فکر کرده اند با مردن بزرگ آقا قسمت سفید داستان کمی نفس می‌کشد، کور خوانده اند. عمه بلقیس که روزگاری نقش ملازم استراحتگاه شیرین در کرمان را داشت، حالا در قاتمت یک دیوان سالار محکم به قصه می‌آید. هر چند به نظر می‌رسد که قباد به دلیل وصیت بزرگ آقا همۀ کاره دیوان سالار میشود

 

اما عمه بلقیس زیر بار این وصیت نمی‌رود. گرچه دلایل اینکه زیر بار نمی‌رود کاملا مشخص هست اما نکته مهم در فصل دوم این هست که بلقیس به مهم‌ترین قطب سریال تبدیل میشود. یک دیوان سالار پر اصل و نصب که می‌آید دم و دستگاه برادرش را از فروپاشی نجات می‌دهد.

 

مواضع عمه بلقیس گرچه در مورد آشفته بازاری هاي شهربانی، رقبا و حتی شهرزاد و فرهاد و خانواده اش مشخص نیست اما انچه از فصل دوم مشخص شده این هست که او با بهره گیری از اطلاعاتی که به دست می آورد، به استان تهران می‌آید، صاحب صندلی میشود و به مسیر برادر در زورگویی و استبداد ادامه میدهد.

 

شیرین

بیچاره شیرین؛ امان از شیرین

در مورد شیرین بعید هست چیزی خارج از پیش بینی ها رخ بدهد؛ یعنی با دانستن روند فصل اول می‌توانید فصل دوم را پیش بینی کنید. شیرین دیکتاتور شاید مثل پدرش تاوان کارهایی راکه کرده پس میدهد. او که تا توانسته به زیردست هایش زور گفته و قباد را تحقیر کرده، حالا با رفت و آمد پیش دعانویس و رمال و خوردن داروهای عجیب و غریب خودش را در وضعیتی بد قرار داده.

 

شیرین بزرگترین پشتوانه اش یعنی بزرگ آقا را از دست داده هست و رسما دیگر کسی نیست که هوایش را داشته باشد. در این وضعیت و پیش از اینکه کاراکتری مثل عمه بلقیس وارد داستان شود، کارش به جنون میکشد. گرچه متغیری مثل عمه خانوم می‌تواند در قسمت هاي بعدی شیرین را احیا کند که یک دیوان سالار دیگر باشد

 

اما این قسمت ماجرا هنوز لو نرفته و کسی نمیداند که شیرین بیچاره دوباره در قصه نقش پررنگ پیدا میکند یا خیر. آن چه در مورد شیرین میدانیم وخامت حال و روزش و گرچه جنون چندان هست، بقیه اش اما در ادامه مشخص میشود.

 

اکرم

سیاه سیاه؟

اگر اکرم را نزد یک عمه بلقیس دیدید اصلا تعجب نکنید. او همه ي وقت خودش را به مرکز قدرت نزدیک می‌کند که باج بگیرد. کاراکتر اکرم در شهرزاد ۲ همانی هست که از اول بود.دختر یک مرد معتاد که وضعیت مالی خوبی ندارد و میخواهد با نردبان کردن همۀ به جاهای بزرگ برسد.

 

اکرم در فصل اول، سعیده خیاط شهرزاد را پله کرد تا به بزرگ آقا برسد. داخل منزل مدام خودش را به شیرین نزدیک کرد تا از طریق بدگویی از شهرزاد جایش را محکم کند. اکرم برای نزدیک شدن به شیرین این قدر در مورد شهرزاد و ندیمه اصلی منزل بد گفت که شیرین در یکی از همان حالت هاي جنونش ندیمه را به پایین هل داد و وی را کشت.

 

اکرم در همه ي قسمت هاي فصل اول هم نیم نگاهی به قباد داشت تا نشان دهد که منتظر فرصت هست که به او هم نزدیک شود اما وقتی در قسمت آخر نصرت، بزرگ آقا را گشت؛ اهرم هاي قدرت در سریال تغییر کرد.

 

حالا پیش بینی اصلی این هست که در قسمت هاي اول فصل دوم، عمه بلقیس همه ي کاره میشود. پس منتظر باشید که اکرم نقش همیشگی اش را ایفا کند. دختر سوءاستفاده گری که میخواهد همچنان کنار مرکز قدرت بماند؛ احتمالا در پروسه تغییر قدرت از دست قباد که برادرزاده حقیقی بزرگ آقا نیست به عمه بلقیس نقش بزرگی خواهد داشت.

 

او وقتی که نصرت به قباد، ماجرای پدر و فرزندی را میگفت همه ي چیز را شنیده هست و می‌تواند با این اطلاعات قباد را از هرم قدرت حذف کند.

 

مرد سیاسی و مرموز

این قدر که عمه بلقیس نقش خواهد داشت، قاعدتا نباید نقش بزرگ تری به یک کاراکتر دیگر داده شود اما رضا کیخانیان هم یکی از بازیگران دیگر این فصل هست. در مورد نقش رضا کیانیان این قدر فیلترینگ قوی بوده که هیچ چیز به بیرون درز نکرده. گرچه همین قدر از او اطلاع داریم که از قسمت هاي اول وارد ماجرا میشود

 

اما از قسمت ششم نقشش پررنگ شده و روند قصه را تغییر می‌دهد. برای همین برای حدس زدن نقش و قدرت او باید سراغ تصاویر منتشر شده از سریال برویم.حضور رضا کیانیان پای میز بیلیارد در کافه بزرگ آقا هم خاستگاه وی را نشان میدهد و هم احتمالا قسمتی از ویژگی هایش را لو می‌دهد.

 

حدس هایي هم زده می‌شود که او از مردان قدرتمند سریال هست اما هنوز معلوم نیست که او جزء مردان قدرتمند شهر هست یا از آدم هاي دم و دستگاه قدرت یا حتی شوهر، گماشته یا راننده عمه بلقیس. در مورد کیانیان چیز زیادی نمیدانیم جز همانی که گفتیم. از قسمت هاي اول وارد می‌شود، از قسمت ششم پررنگ میشود و نقشی مهم را بازی میکند.

 

آقا پرویز

کارآگاه لمپن و زبل

یکی از خطوط مهم داستان از این به بعد پلیسی میشود؛ یعنی در کنار کاراکترهایی که در قسمت اصلی قصه وارد میشوند و جزء اعضای خانواده و کار آقابزرگ میباشند، یک شخصیت کارآگاه وارد می‌شود که همچنان نقش پلیس و کارآگاهان را در قصه زنده نگه دارد.

 

در قسمت هاي قبل سریال هر چند خطوط داستانی که از شهربانی می گذشت به قدرت و باورپذیری بقیه خطوط داستان نبود اما ظاهرا تصمیم بر این شده که با بهره گیری از امیر جعفری رنگ کارآگاهی قصه را اکثر کنند. او یک کارآگاه زرنگ هست اما اینکه چطور وارد قصه میشود، هنوز به صورت شفاف معلوم نیست.

 

این طور حدس زده می‌شود که پس از کشته شدن بزرگ آقا، نیاز ویژه اي وجود دارد که یک نفر پیگیر ماجرا باشد. اسم این کاراکتر «آقا پرویز» هست؛ کارآگاه لمپن و زبل شهرزاد ۲.

 

اشرافی زاده؟

کم اطلاع ترین کاراکتر شهرزاد ۲ حتما فقیه نصیری هست. از او کمتر از رضا کیانیان اطلاع در دست هست و حتی معلوم نیست که چند دقیقه جلوی دوربین قرار گرزفته و چکار کرده. از عکس ها و مدل پوشش او بر می‌آید که از طبقه اشرافی باشد اما همین را هم در نظر نگیرید، به این علت که اطلاعات بسیار جزیی در مورد او وجود دارد. فقیه نصیری ممکن هست نقش مهمی بازی کند و ممکن هست نکند.

 

گردآوری: ایران استایل 

دانلود آهنگ جدید آرشیو »
دانلود اندروید آرشیو »
دانلود نرم افزار آرشیو »
دانلود والپیپر آرشیو »

نظرات بسته است.